تبليغاتX
ذهنی در تار عنکبوت...! - 001
ذهنم را در تار عنکبوت پیچاندم تا اندکی راحتم بگذارند ادمها...!

مهم نیست وقتی میرم در به در دنبالم میگردی...

 

باور کن مهم نیست هی صدام میکنی

 

هی نظر میزاری میبینی من نیستم

 

مهم نیست من عوض(ی) شدم...

 

این مهم نیست که من دارم عوض(ی) میشم...

 

مهم نیست چند نفر قرار به ـــا برن...

 

مهم نیست من چند نفرو به ـــا میبرم...

 

بخدا مهم نیست...

 

حتی منم  دیگه مهم نیستم...

 

اصلن اگه اینجا چیز مهمی پیدا کردی

 

به منم بگو...

 

اینجا هیچی مهم نیست

 

لا اقل واسه من یکی!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 13:53  توسط   |