تبليغاتX
ذهنی در تار عنکبوت...! - 010
ذهنم را در تار عنکبوت پیچاندم تا اندکی راحتم بگذارند ادمها...!

گور پدر هرچی اشغاله مثل تو...

 

اصلا این روزا دنیا پر شده از  ادمهای بی جنبه و فضول...

 

ببین دختره  ـونـ ـی  ...

 

منو نبیین اینطوری خفه خون گرفتم...

 

منو نبین اینجوری لبخند میزنم...

 

منو نبین این جوری ارومم/

 

اگه از این بیشتر بخوای تو کارام فضولی کنی

 

چنان می ــا یمت که تو خوابتم ندیده باشی...

 

هـــ ـیـ ـس/

 

 

 

              خـ ـفـ ـه ....

 

 

 

 

  بـ ـتــ ـمـ ـر گ!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 14:59  توسط   |